تبليغاتX
:::نوشته دانشجو:::
لازم به ذکر است که بیشتر میوه های وارداتی به ایران از امارات وارد ایران می شود . این در حالی است که امارات خود میوه ای برای تولید ندارد و به عنوان پایانه ای برای صادرات مجدد میوه به بازار ایران عمل می کند .

عصر ایران –در 5 ماه اول سال 1388 ، واردات میوه ایران از کشورهای مختلف جهان از نظر ارزشی 17 درصد و از نظر وزنی 66 درصد رشد نشان می دهد .

به گزارش عصر ایران ، این حجم از  واردات میوه در حالی کمر باغداران داخلی را زیر فشارهای مختلف بازار شکسته است ، که انتقادات 4 سال گذشته باغداران و اقتصاددانان کشور در این زمینه نه تنها مثمر ثمر نبوده بلکه افزایش آمار واردات میوه در 5 ماه گذشته نشان می دهد که ظاهرا وزارت بازرگانی خواسته یا ناخواسته سیاست به نابودی کشاندن صنعت باغداری را در پیش گرفته است .

بر اساس آماری که وب سایت " FRESH PLAZA " به نقل از مقامات گمرک ایران منتشر کرده است ،ایران در 5 ماه گذشته 397 هزار تن میوه به ارزش بیش از  195  میلیون دلار وارد بازار ایران کرده است . این میزان در مدت مشابه سال گذشته 339 هزار تن و به ارزش 117 میلیون و 451 هزار و 846 دلار بود.

بر اساس این گزارش 3 کشور امارات متحده عربی ، فیلیبپین و ترکیه بیشترین آمار صادرات میوه به ایران را داشته اند که در این میان امارات با صادرات بیش از 215 هزار تن در جایگاه اول و فیلیپین و ترکیه به ترتیب با صادرات 57 و 55 هزار تن در جایگاه دوم و سوم قرار دارند.

لازم به ذکر است که بیشتر میوه های وارداتی به ایران از امارات وارد ایران می شود . این در حالی است که امارات خود میوه ای برای تولید ندارد و به عنوان پایانه ای برای صادرات مجدد میوه به بازار ایران عمل می کند .

علاوه بر این 3 کشور ، در لیست بلند بالای کشورهایی که ایران از آنجا میوه وارد می کند می توان نام کشورهایی چون : چین ، پاکستان ، ویتنام ، هند ، مصر ، مالزی ، کانادا ، فرانسه ، شیلی ، سری لانکا ، سوریه ، تایلند ، بحرین ، ایتالیا ، اندونزی ، افغانستان ، اسپانیا ، ازبکستان و آفریقای جنوبی را  دید .

بر اساس این گزارش در 5 ماه گذشته بیش از 265 هزار تن " موز " ، بیش از 92 هزار تن پرتقال و بیش از 9200 تن گلابی و به تازه   وارد کشور شده است .

از سوی دیگر  واردات چند نوع میوه خاص که پیش از این وارد کشور نمی شد در 5 ماهه نخست سال جاری به لیست واردات افزوده شده اند که از این میان می توان به  میوه آلو و گوجه تازه، هلو و شلیل، زردآلو، سایر انگور خشک کرده، گردوی معمولی و فندق اشاره کرد .

میوه‌های دیگر وارداتی در 5 ماه نخست سال جاری عبارتند از :  نارگیل، بادام هندی، انجیر، آناناس، گلابی هندی، نارنگی، گریپ‌فروت، لیمو و لیموترش، انگور تازه، مویز و سیب تازه.

+ نوشته شده توسط علي در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 21:31 |
لازم به ذکر است که بیشتر میوه های وارداتی به ایران از امارات وارد ایران می شود . این در حالی است که امارات خود میوه ای برای تولید ندارد و به عنوان پایانه ای برای صادرات مجدد میوه به بازار ایران عمل می کند .

عصر ایران –در 5 ماه اول سال 1388 ، واردات میوه ایران از کشورهای مختلف جهان از نظر ارزشی 17 درصد و از نظر وزنی 66 درصد رشد نشان می دهد .

به گزارش عصر ایران ، این حجم از  واردات میوه در حالی کمر باغداران داخلی را زیر فشارهای مختلف بازار شکسته است ، که انتقادات 4 سال گذشته باغداران و اقتصاددانان کشور در این زمینه نه تنها مثمر ثمر نبوده بلکه افزایش آمار واردات میوه در 5 ماه گذشته نشان می دهد که ظاهرا وزارت بازرگانی خواسته یا ناخواسته سیاست به نابودی کشاندن صنعت باغداری را در پیش گرفته است .

بر اساس آماری که وب سایت " FRESH PLAZA " به نقل از مقامات گمرک ایران منتشر کرده است ،ایران در 5 ماه گذشته 397 هزار تن میوه به ارزش بیش از  195  میلیون دلار وارد بازار ایران کرده است . این میزان در مدت مشابه سال گذشته 339 هزار تن و به ارزش 117 میلیون و 451 هزار و 846 دلار بود.

بر اساس این گزارش 3 کشور امارات متحده عربی ، فیلیبپین و ترکیه بیشترین آمار صادرات میوه به ایران را داشته اند که در این میان امارات با صادرات بیش از 215 هزار تن در جایگاه اول و فیلیپین و ترکیه به ترتیب با صادرات 57 و 55 هزار تن در جایگاه دوم و سوم قرار دارند.

لازم به ذکر است که بیشتر میوه های وارداتی به ایران از امارات وارد ایران می شود . این در حالی است که امارات خود میوه ای برای تولید ندارد و به عنوان پایانه ای برای صادرات مجدد میوه به بازار ایران عمل می کند .

علاوه بر این 3 کشور ، در لیست بلند بالای کشورهایی که ایران از آنجا میوه وارد می کند می توان نام کشورهایی چون : چین ، پاکستان ، ویتنام ، هند ، مصر ، مالزی ، کانادا ، فرانسه ، شیلی ، سری لانکا ، سوریه ، تایلند ، بحرین ، ایتالیا ، اندونزی ، افغانستان ، اسپانیا ، ازبکستان و آفریقای جنوبی را  دید .

بر اساس این گزارش در 5 ماه گذشته بیش از 265 هزار تن " موز " ، بیش از 92 هزار تن پرتقال و بیش از 9200 تن گلابی و به تازه   وارد کشور شده است .

از سوی دیگر  واردات چند نوع میوه خاص که پیش از این وارد کشور نمی شد در 5 ماهه نخست سال جاری به لیست واردات افزوده شده اند که از این میان می توان به  میوه آلو و گوجه تازه، هلو و شلیل، زردآلو، سایر انگور خشک کرده، گردوی معمولی و فندق اشاره کرد .

میوه‌های دیگر وارداتی در 5 ماه نخست سال جاری عبارتند از :  نارگیل، بادام هندی، انجیر، آناناس، گلابی هندی، نارنگی، گریپ‌فروت، لیمو و لیموترش، انگور تازه، مویز و سیب تازه.

+ نوشته شده توسط علي در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 21:31 |
مهران مشعل

صنايع مشعل سازي

               مهران مشعل

 

 

کارخانه:تبريز-جاده مرند،نرسيده به پل بعثت،کوی صنعتی اطلس     تلفن:2889990-0411

دفتر خدمات پس از فروش:تبریز-خیابان دانشسرا,جنب کوچه گلکار پلاک36

تلفن:5258744-0411     فاکس:5252971-0411          همراه:09141140948

 

+ نوشته شده توسط علي در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 20:42 |

بازار بورس چیست؟

   

بازار بورس مکانی است که درآن سهام شرکتهای گوناگون تولیدی خدماتی و سرمایه گذاری داد و ستد می شود. مردم به بازاربورس بازارسهام هم می گویند. اما نام رسمی و قانونی آن "بورس اوراق بهادار" می باشد." که منظوراز اوراق بهادارهمان برگه های سهام شرکتهاست. به مکانی که در آن عمل داد و ستد انجام می گیرد "تالار معاملات بورس گفته می شود".

اصلی ترین تالارمعاملات بورس کشوردر تهران - خیابان حافظ - تقاطع جمهوری واقع است. ورودعموم مردم درآن آزاد است.

برای آشنایی با نحوه داد وستد سهام دربورس می توان با مراجعه به تالارهای معاملات بورس به طورعملی آشنا شد وسپس با مراجعه به کارگزاری های مختلف بورس که درمکانهای مختلف شهرها پراکنده هستند فرم درخواست خرید سهم شرکت مورد نظررا تکمیل و در پایان سال مالی و پس ازبرگزاری مجمع عمومی عادی متناسب با حجم سهامی که خریداری شده از سود مناسب و قطعی که معمولا دو برابر سود بانک هاست برخوردار شد.(حدود 40 درصد در سال)

درشهرستانهای دورافتاده کشورنیزعلاقمندان می توانند ازطریق شعب مرکزی بانک ملی جهت خرید سهام شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهاداراقدام نمایند.

البته برای خرید سهام از روش خرید و فروش الکترونیکی هم میتوان استفاده نمود. برای این منظورباید اول به یکی ازشعب بانک توسعه صادرات درسراسر کشورمراجعه نموده و حساب بانکی افتتاح کنید و فرم درخواست خدمات خرید و فروش الکترونیکی سهام را تکمیل نموده و کلمه عبور password دریافت کنید. بعد ازطریق اینترنت به سایت بانک توسعه صادرات ایران وارد شوید و به نشانی .www.edbi.ir

سپس فرم مخصوص خرید و فروش سهام و همچنین فرم وکالتنامه برداشت از حساب را تکمیل نمایید.

البته برای استفاده ازاین خدمات باید پست الکترونیکی (Email) داشته باشیم. فرم تکمیل شده در ساعات اداری فورا دردستورکار قرارمی گیرد و درساعات غیر اداری درابتدای صبح روزبعد در دستور کار قرار خواهد گرفت.

مشخصات بارز بازار بورس چیست ؟

1- وجود مکانی مشخص برای داد و ستد سهام

2-  قیمت شفاف سهام

3-  قدرت نقد شوندگی سهام

بازاربورس چه منافعی برای جامعه دارد ؟

*کنترل نقدینگی درجامعه بازاربورس یک فرصت سرمایه گذاری مطلوب برای سرمایه گذاران با سرمایه های اندک ایجاد می کند و زمینه توزیع عادلانه ثروت را مهیا می کند.

مزیت های کلان آن برای جامعه عبارتند از

* رشد تولید نا خالص ملی و مهار تورم

*استفاده از پس اندازهای خرد وکوچک مردم

*هدایت سرمایه های سرگردان

*کمک به رشد صنعتی شدن کشور

وظیفه کارگزاریها چیست ؟

از دیگرسوالات و پرسشهایی که مردم معمولی جامعه از فعالان بازارمی پرسند این است که چرا باید به کارگزاریها مراجعه کنیم ؟

آیا میتوانیم خودمان مستقیما به تالاربورس برویم و سهام خریداری کنیم ؟

کارگزاریها وکیل و نماینده تام الاختیاربرای خرید و فروش سهام هستند و بدون واسطه آنها هیچ کس نمی تواند درتالار بورس خرید و فروش کند.

حضورمردم درتالاربورس الزامی نیست بلکه آنها جهت مشاهده تابلوی قیمت های تالار بورس و مشورت کردن با سایرسهامداران و دلگرمی  دادن به یکدیگردرهنگام افت قیمت ها در تالارمعاملات بورس حضورمی یابند.

اما حضوردر دفتر کارگزاری الزامی است و باید شخصا با به همراه داشتن شناسنامه و یک برگه فتوکپی شناسنامه و کارت ملی جهت خرید سهام شرکت دلخواه خود به کارگزاری مورد نظرمراجعه نموده و فرم مخصوص دستورخرید سهام را تکمیل نمود تا کد عملیاتی صادر شود و درمراجعات بعدی با ارایه کد کارهایمان سریع ترانجام شود.

سهم چیست ؟

هرشرکت سهامی به قسمت هایی مساوی تقسیم می شود که به هر یک ازاین قسمت ها یک سهم گفته می شود ومعمولا قیمت اسمی سهم در ایران 1000 ریال است. اگربخواهیم سهام را براساس حقوق دارنده سهم طبقه بندی کنیم دو نوع سهم داریم:

*سهام عادی

*سهام ممتاز

سهامداران عادی که درواقع مالکان اصلی شرکت هستند دارای حقوق و مزایایی می باشند که عبارتند از :

1- حق دریافت سود سهام(EPS)

2- حق رای دادن درمجامع عمومی عادی و فوق العاده

3- حق تقدم درخرید سهام جد ید

4- حق باقیمانده دارایی پس ازانحلال شرکت

5- حق اطلاع ازفعالیت های شرکت

دارندگان سهام ممتازعلاوه برمزایای فوق الذکردرهنگام انحلال شرکت نسبت به دارندگان سهام عادی در دریافت ارزش اسمی سهام خود اولویت دارند.

چه سهمی بخریم ؟

باید سهام مورد نظررا پس ازمشورت با افراد مورد اعتماد و با مطالعه و تحلیل انتخاب کرد.

سرمایه گذاران در بازارسهام علاقمندند به یکی از سه شکل زیر سرمایه گذاری کنند:

1- سرمایه گذاری کوتاه مدت یعنی سهام خاصی را می خرند و پس از 3 الی 4 ماه می فروشند.

2- سرمایه گذاری میان مدت که سهام خود را به مدت یکسال نگه می دارند و بعد تصمیم می گیرند که کدام را بفروشند و کدام را نگه دارند.

3- سرمایه گذاران بلند مدت که بیش ازیکسال سهام خود را نگه می دارند.

البته گروهی هم هستند که هرهفته سهام قبلی را می فروشند وسهام جدیدی می خرند که اصطلاحا به نوسان گیرمشهورند.

تصورنکنید لزوما نوسان گیرها بیش ازدیگران سود می برند.کسانی هستند که بلند مدت سرمایه گذاری می کنند و ازسرمایه گذاری خود کاملا راضی هستند. برای سرمایه گذاری بهتراست هرچند ماه یک بار با اشخاص واجد الصلاحیت همچون کارگزاران بورس و یا شرکتهای مورد اعتماد مشورت کرد که آیا سهام شرکتی را که خریداری نموده اید نگهدارید یا بفروشید.

هم اکنون در بازاربورس تهران و شهرستانها سهام حدود 400 شرکت مختلف تولیدی - خدماتی - سرمایه گذاری داد و ستد می شود که درزمینه های مختلف فعالیت می کنند و این زمینه های اقتصادی عبارتند از:

کشاورزی / دامپروری وخدمات وابسته

استخراج ذغالسنگ

استخراج کانی های فلزی

فرآورده های غذایی

صنایع قند

صنایع چرم

صنایع چوب

شرکت های تولیدی

شرکتهایی هستند که کالای خاصی را تولید می کنند مثلا شرکت سیمان تهران/سیمان تولید می کند یا شرکت دارویی فارابی دارو تولید می کند.

شرکت های خدماتی

شرکتهایی هستند که در زمینه خدمات رسانی فعالیت می کنند مثل بانک اقتصاد نوین/بانک کارآفرین /شرکت حمل و نقل توکا

شرکت های سرمایه گذاری

شرکتهایی هستند که فعالیت عمده آنها درزمینه دارایی مالی است ودرصدی ازسهام شرکتهای دیگر را درسبد سهام خود دارند و صرفا دریک زمینه فعالیت نمی کنند.

7  نکته مهم جهت خرید سهام

نکته اول:

درهنگام خرید سهام سعی کنید شرکتی را انتخاب کنید که جزو فهرست پنجاه شرکت فعال تر و برتر بورس  باشد (چون فورا نقد می شود )

نکته دوم :

با توجه به این که شرکت های سرمایه گذاری دردهها شرکت دیگرسرمایه گذاری نموده اند بنابراین ریسک خرید کمتری داشته واحتمال سقوط و کاهش ارزش سهام آنها  کمتراست و معمولا رشد افزایشی دارند.

نکته سوم:

تمام سرمایه خود را درون یک شرکت نگذارید و صرفا سهام یک شرکت را خریداری نکنید.

نکته چهارم:

برای انتخاب شرکت مورد نظر خود از شرکتهای فعال در این زمینه و کا رگزاران مشورت بخواهید.

نکته پنجم:

سهام شرکتهایی را خریداری نمایید که از پتانسیل بالایی برخوردارند و از نظر سرمایه هم بصورتی باشند که تحت تاثیر فعالیت سفته بازان  قرار نگیرند.

نکته ششم:

سایتهای بورسی معتبر و صفحات بازار بورس روزنامه های اقتصادی را به خوبی مطالعه کنید و از راهنمایی های روزنامه ها و سایتهای اقتصادی استفاده کنید.

نکته هفتم:

سعی کنید سهام شرکتی را خریداری کنید که محصولات آن شرکت به کشورهای خارجی هم صادرمی شوند.

 

منبع: ايران تحليل

 

+ نوشته شده توسط علي در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 20:35 |

صنايع مشعل سازي

               مهران مشعل

 

 

کارخانه:تبريز-جاده مرند،نرسيده به پل بعثت،کوی صنعتی اطلس     تلفن:2889990-0411

دفتر خدمات پس از فروش:تبریز-خیابان دانشسرا,جنب کوچه گلکار پلاک36

تلفن:5258744-0411     فاکس:5252971-0411          همراه:09141140948

 

+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 17:30 |
دنبال تحقیق میگردم..........

 

در مورد توسعه کشورها هر کی داره راهنماییم کنه........

 

کنفرانشو باید بدم

+ نوشته شده توسط علي در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 17:27 |
شهریه دانشگاههای ترکیه در سال تحصیلی 2006 - 2

 

بر اساس مصوبه هیات دولت ، دانشجویان ترک که شهروند ترکیه می باشند بین 58 الی 483 لیر (معادل 50 الی 420 دلار ویا 55 هزار تومان تا 450 هزار تومان ) برای هر سال تحصیلی  می پردازند. شهریه برای دانشکده های پزشکی 483 لیر ، کنسرواتوار دولتی (موسیقی) 481 دانشکده های مهندسی 317 ، حقوق 256 ، فن و ارتباطات 232 لیر می باشد.

دانشجویان در سیستم آموزش از راه دور (شبیه دانشگاه پیام نور ایران) کمترین میزان شهریه یعنی 58 لیر پرداخت می کنند.

درصورتیکه دانشجویان شهریه را در موعد مقرر پرداخت نکنند، ثبت نام نخواهند شد. بخشی یا تمامی شهریه دانشجویان به صورت وام بلند مدت توسط سازمانهای امور خوابگاهی کل مشور قابل پرداخت است. شهریه دانشجویان در دو قسط و در اول هر ترم به صورت یک دوم کل مبلغ شهریه پرداخت می شود.

دانشجویانی که در دانشگاههائی تحصیل می کنند که دروس به زبانهای خارجی (بغیر از رشته های زبانهای خارجی) تدریس می شود ، دوبرابر این مبلغ را می پردازند.

دانشجویان خارجی که در ترکیه به تحصیل می پردازند به صورت سه برابر دانشجویان داخلی محاسبه شده و به صورت ارزی دریافت می شود.شهریه  دانشجویان خارجی که تبار ترکی داشته ولی تابعیت خارجی دارند، بر اساس مصوبه شورای آموزش تععین می شود (معمولا این مبلغ در حدود شهریه دانشجویان ترکیه ای به تصویب می رسد).

دانشجویانی که تا زمان مقرر برای تحصیل ، نتوانسته اند تحصیلات خود را به اتمام برسانند در سال اول 50 درصد و در سال بعدی 100 درصد بیش از سایر دانشجویان شهریه پرداخت خواهند کرد. همچنین دانشجویانی که همزمان در رشته دیگری به تحصیل می پردازند، دوبرابر دانشجویان دیگر برای رشته دوم پرداخت می کنند. فرزندان شهدائی که در جریان مبارزه با ترور جان خود را از دست داده اند، از پرداخت شهریه معاف هستند.

شهریه سالانه دانشکده

483

دانشکده های پزشکی

403

دندانپزشکی

315

دامپزشکی

230

فیزیوتراپی

230

آمزش فنی

328

مدیریت دانشگاه İTU

317

مهندسی ، معماری ، مهندسی - معماری ، مهندسی تکنیک ، عمران ، ماشین آلات ، معدن ، الکتریک - الکترونیک ، شیمی ،  هوا و فضا ، کشاورزی ، جنگلداری ،

258 علوم دریائی ، کشتی سازی و علوم دریائی ، محصولات دریائی ، دریانوردی ، هنر و طراحی ، هنرهای زیبا ،
232 فن ، فن ادبیات ، برنامه فنی ،
256 حقوق ، اقتصاد ، مدیریت ، علوم سیاسی ، علوم اقتصادی و ادرای ،
232 زبان تاریخ و جغرافی ، الهیات ، علوم تربیتی ، تربیت فنی حرفه ای ، آموزش پزشکی ، مهندسی صنایع ، تجارت و توریسم ، آموزش همگانی ، ادبیات، ارتباطات ،
58 آموزش از راه دور

+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 18:9 |
عشقی که بهم دادی یه قلب کاغذی بود

نگاهت از روی عشق به من نبود

حرفای تو همشون دروغ بچه گونه بود

گریه های تو از ته دلت نبود

عشق من واسه تو بازیچه بود

توی اون دل بزرگت جایی واسه من نبود

عشقی که ازش می گفتی یه عشق کهنه بود

گلایی که برام می چیدی از باغ دلت نبود

عشق من واسه تو بهونه بود

دستای تو به گرمی دلت نبود

غروب من آرزوی ته دل تو بود

طلوع من واسه تو شادی نبود.

+ نوشته شده توسط علي در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 17:43 |
یکی مثل من بگوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو   ببینیم کی هستی............   ولی فک کنم من تکم.............  خوشحال میشم.....................

 

 

 

ماه مبارک رمضان مبارک.................

 

التماس دعا

+ نوشته شده توسط علي در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 21:46 |
یک نفر در و پنجره ساز بوده، میره خواستگاری، ازش میبرسن: چکاره‌ای؟
میگه: ویندوز نصب می‌کنم!
+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 12:14 |
غضنفر میخواسته ماشینش رو ببره کارواش

بعد که میره کارواش صاحب کارواش بهش می گه:

چرا ماشینت رو نیاوردی ؟

میگه :خونمون نزدیک بود پیاده اومدم!

+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 12:14 |

آخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت ندارم

پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم:بر سر هر گوري صليبي مي نهند

اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است

 

+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 12:8 |
باورم نمیشد سر چند صدم نمی تونم معدل الف بشم...... همه نمره هام عالی بود  به غیر از یکی شون که الان دیدم خیلی کمه..............

 

فکر کردم الف میشم به خاطر اون ترم تابستان بر نداشتم..... حالا الف نشدم ترم تابستان هم بر نداشتم یعنی...........و دیگر هیچ.

 

خدایا......................................... دارم دیوونه میشم... من میتونستم ..... ولی  ای کاش....

+ نوشته شده توسط علي در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 15:12 |
http://www.m-iau.ac.ir/    سایت دانشگاه آزاد میانه................

 

 

برید نمره ها رو بگیرید.......

+ نوشته شده توسط علي در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 14:49 |
+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 18:30 |
پسر در اتاق نشسته است، به دیوار نگاه میکند ، {تابلو وین یکاد روی دیوار آویزان است کمی کج شده}
به دیوار کناری نگاه میکند ، عکس بزرگ از یک خواننده رپ روی دیوار است.
به پنجره اتاق نگاه میکند ، خیابان خلوت را میبیند { حس مرده ای در خیابان حاکم است }
پوزخندی میزند و بلند میشود ، پشت کامپیوتر مینشیند ، بعد از جند ثانیه صدای موسیقی رپ به گوش میرسد.
پسر همراه موسیقی شعر را تکرار میکند ...

پدر در اتاق دیگری در حال دیدن اخبار خسته کننده ای است ، مانند یک مجسمه نگاه میکند ، { خسته و در مانده اسن }
صدا را میشنود سرش را به سمت در میچرخاند ، نگاهی به در بسته میکند .
- پسره احمق ، جای این که درس بخونه ... {سرش را تکان میدهد}

مادر در اتاقی چادر نماز به سر دارد ، نشسته و در حال خواندن مفاتیح است،دعا ها را میخواند ، {کاملا معلوم است که چیزی از دعایی که میخواند نمیفهمد} وبدنش را در حال خواندن تکان میدهد .
با شندیدن صدای موسیقی :
- صدای اون رو ببر دارم دعا میخونم ، با اون صدای آب نکشیدش ... { باصدایی رسا و قاطع}

پسر {با دلخوری} صدای موسیقی را قطع میکند ، پشت میز تحریرش مینشیند و به پنجره ای که رو به خیابانی خلوت و مرده باز میشود خیره میماند . انگار میخواهد فریاد بزند ، ولی نمیتواند ...
موسیقی را با خودش تکرار میکند ... آرام روی میز میکوبد ...


صبح :
مادر بالای یر فرزند آمده و او را بیدار میکند :
مادر:فرهاد پاشو ، مدرست دیر میشه ها . فرهاد پاشو مادر ، { فرهاد با بی اعتنایی بر میگردد و دوباره میخوابد}
مادر : پاشو ببینم ، خرس گنده ناز میکنه ، پاشو دیر شد . پاشو دیگه {با دست پسر را تکان میدهد}

پسر با بی میلی بلند میشود ، { انگارمیخواهد گریه کند } روی تخت میکوبد
مادر : زهر مار ، انگار دارم میفرستمش به جنگ اژدهای دوسر ، پاشو ببینم ، مردم هم پسر دارن صبح پا میشه میره نون میخره بعد همه رو بیدار میکنه ، زود تر از همه هم میره سر مدرسش ما هم پسر داریم ، بیا، ما همه چیز برات حاضر کردیم ، تو پنبه بزرگت کردیم ...
پسر فقط نگاه میکند ، در مانده است. انگار هزار سال است که فقط همین حرف ها را شنیده ...
به دست شویی میرود ، دست و صورتش را میشوید ، در حالی که صورتش را وارسی میکند .
- آره تو پنه بزرگم کردی ، منتها قاطی پنبه کلی خوار بود ...

بیرون می آید و پشت میزصبحانه مینشیند ، همه در حال خوردن هستند ، کسی به او توجهی ندارد . او هم شروع میکند { حس حیوانی که انگار میز صبحانه آبشخور است}

بلند میشود ، به سمت اتاقش میرود ، { پسر در حال ژل زدن و حالت دادن به موها دیده میشود }
کیفش را وارسی میکند وبرنامه امروز را در کیف میگذارد .

بیرون می آید، پدر او را میبیند ؛
- پسر مگه داری میری عروسی؟ این چه وضعه مو هست ؟ خسته شدم از بس واسه اون مو ها منو کشوندن مدرستون . یه خورده به درسات برس به جای این کارا ، کارت شده بازی کردن با موهات ، از کارای اصلیت افتادی ، فقط صبح به صبح اون لامصبا رو میکنی تو کیفت میندازی دوشت میبری و میاری ول میکنی تو اتاق ، مگه با هزار بد بختی نبردمت نونشتمت تو غیر انتفاعی؟ کلی منتت رو کشیدم نوشتمت تو قلم چی، مگه پشتیبانت نگفت درس هر روز رو همون روز بخونید؟ چی شد پس؟ مگه یادت نیست گفت روزی 7 ساعت حد اقل باید بخونی؟ خستم کردی ... اه !
پسر نگاهی به پدر میکند :
- قلم چی خودش بشیه 2 ساعت این مزخرفات رو بخونه ، اگه تونست من روزی 25 ساعت میخونم . گفتم که دکونه من دوست ندارم ، به زور بردی ثبت نام کردی منو ... نمیخوام درس بخونم آقا چی میگی؟
پدر از کوره در میرود، مادر میگوید:
- برو مدرست دیرشده ، برو ببینم واستاده بلبل زبونی میکنه واسه من ، پر رو ...
پسر میرورد ، در را محکم میکوبد ...


مدرسه :
معلم درس دینی سر کلاس است ، کلاس با پنجره های رنگ شده به رنگ زنگ آهن ، صدای نیمکت های فرسوده به گوش میرسد ، کلاس ساکت نیست . معلم روی میز میزند ،
- آقایون ساکت ، مگه اومدی حموم زنونه ؟ هرکس نمیخواد بره بیرون ...
کسی نمی رود و کسی هم نمیخواد ، دانش آموزان با هم پچ پچ میکنند و میخندند .
پسر افسرده نشسته و به زمین خیره شده ، هم میزی اش با او حرف میزند ، او جواب نمیدهد ...

- فرهاد امروز میای بعد مدرسه بریم دخی بازی؟ بابا در بیا از لک ، باز حسن چیزی گفته ؟
خدا بگم این حسن آقا رو چه کنه ، فرهاد دیروز فریبا Sms زد ، گفت امروز ساعت 6 بریم تیراژه ، اونام میان ، بیا بابا برات کانال کاری میکنم از تنهایی در بیای ، اوی با تو هستما !

- فرهاد : ولمون کن بابا ، بعدا حرف میزنیم ...

معلم : بله ، همانطور که نوشته اگر شما خدایی نکرده با چشم ناپاک به کسی نگاه کنید ، شیطان در دل شما نفود میکنه و آینه صاف پاکیزه قلب شما رو لکه دار و کدر میکنه و ...
{ فرهاد سرش را تکان میدهد و پوزخندی میزند}
معلم : بچه ها شما نظری ندارین ؟
یکی از بچه ها :
- آقا ما همه رو به چشم خواهری نگاه میکنیم ،خواهرا ما رو به چشم برادری نگاه نمیکنن ... { خنده بچه ها}
البته به چشم برادری بعضی هاشون ... بگذریم ... { کلاس از خنده منفجر میشود}

معلم : گم شو بیرون الدنگ،کثافت هیز ، آشغال جامعه ...
فرهاد : آقا شما که جنبه نظر شنیدن ندارید چرا میپرسید ؟
معلم : تو هم گمشو بیرون ، آشغال ... برید پیش آقای ایران دوست .

دفتر مدرسه در حضور آقای ایراندوست :
آقای ایراندوست مدیر مدرسه است . ریشی پرپشت و در هم دارد و همیشه یک تسبیح در دست دارد . عینک قدیمی با شیشه های بزرگ و فتو کرومیک بر چشم دارد. در دفتر مدرسه یک عکس بزرگ از کربلا نصب کرده است
- واسه من بلبل زبونی میکنی تو کلاس ؟ آدم شدی؟ { کشیده به صورت فرهاد }
{ فرهاد با خشم و بغض نگاه میکند }
موهات چرا اینطوریه ؟ ها؟ مگه قرار نشد مثل بچه آدم موهات رو کوتاه کنی ؟ با تو هستم گوساله ...
حیف اون پدر ... تو اینجا چیکار میکنی ؟ { خطاب به شاگرد همراه فرهاد }
تو چرا آدم نمیشی ؟ آخه احمق جون ذله کردی همه رو . چرا موهات اینطوریه؟ ها ؟
- آقا غلط کردم ، از فردا درست میکنم ...
- گم شو بیرون ، فردا اینطوری ببینمت نه من نه تو ...
ولی شما آقا فرهاد ، زنگ بزن بابات بیاد .
فرهاد : بابام سرکاره ...
مدیر : زنگ بزن سرکارش
فرهاد : شمارش رو بلد نیستم { با قاطعیت }
مدیر : گم شو بیرون واستا تا خودم تکلیفت رو مشخص کنم . { با کینه ...}
فرهاد بیرون میرود، { زنگ تفریح خورده و بچه ها مثل زندانیان فراری از کلاس ها بیرون میریزند ...}
دوست فرهاد پیش می آید،
- فرهاد چیکارت کرد ؟
- کاریم نکرد، یعنی نمیتونه کاریم کنه ، مرد تیکه ... اگه عطر مشهدش خفم نکنه خودش کاری نمیتونه بکنه
{ با عصبانیت }
- خود ایراندوست بود؟
- آره بابا خود شاهدوست بود .
- کی دوست؟
- شاهدوست،این یارو قبل انقلاب فامیلش شاهدوست بوده بعد انقلاب رفته یه دسمال تحویل گرفته فامیلشم کرده ایراندوست . بابام باهاشون همسایه بوده ...
- جدی میگی؟ { با تعجب }
- بله ! ولی بین خودمون بمونه ها ...
- باشه . من رو که میشناسی ...
- چون میشناسم میگم بین خودمون بمونه ...
{ هر دو میخنندند ، گویی برای لحظاتی زندگی شیرین میشود و درد ها کنار میروند}

مدیر دوباره نامه دعوت اولیا برای فرهاد مینوسد و به او میدهد،
مدیر : فردا قبل کلاس ها با پدر اینجایی وگرنه سرکلاس نمیری ...
فرهاد : لطف بزرگی میکنید.
مدیر : لطف بزرگ رو هسته تربیتی اداره میکنه اگه فردا نیاد بابات ...
فرهاد چیزی نمیگوید ، بیرون میرود ، در راه :

فرهاد : مردتیکه دسمال کش منو تهدید میکنه ، دارم برات ...
فردا که اون پرشیای نازت رو با روغن ترمز شستشو دادم میفهمی ...
- من که نباید مقل این ها کینه ای باشم ، چته فرهاد ؟ {باخودش حرف میزند}
آدم باش ، ولش کن بابا ، این بنده خدام نونش از این راه در میاد ...


مدرسه تعطیل میشود ، همه خوشحال بیرون میآیند :
فرهاد با چند نفر از دوستان در خیابان حرکت میکنند ، حرف میزنند و میخنندند .
دوست فرهاد : اونور خیابون رو ببین ، پسرچه چیزه ...
فرهاد محکم پشت سر دوستش میزند .
فرهاد : آدم شو بچه ، دوست داره این شکلی اومده بیرون ، به تو چه ؟ مسخره ...
دوست فرهاد : واسه چی اینطوری اومده بیرون ؟ میخواست نیاد .
فرهاد : واسه چی تو اینقدر موهات رو سیخ میکنی ؟ واسه چی ابروت رو برداشتی؟ ها ؟
دوست فرهاد : خب میگی چرکولک باشم حاجی؟ خب میخوام باشم، دیده شم ... بابا جوونیم خیر سرمون ، هیچ سرگرمی که نداریم ، این یه قلم رو هم تو بزن تو حالمون .
فرهاد : اون هم همینطور ، پس دیگه اونطوری درباره کسی حرف نزن ، خوشت اومده برو جلوش مثل آدمیزاد بهش پیشنهاد بده ... لا اقل پیش من رعایت کن .
دوست : باشه بابا تو هم حالا ما یه غلطی کردیم ، بفرما بشین رو سرمون ، راحت باش ...
{همه میخندند ...}


در خانه :

فرهاد خطاب به مادر: مامان این رو دادن بدم به شما ...
مادر : بازم ؟ پسر تو منو پیر کردی ... بابات این رو ببینه دیگه سکنه میزنه ، خودم میام فردا ...
آخه مگه ما چی کم گذاشتیم برات ؟ ها؟ چرا اینطوری میکنی با ما؟
چرا آدم نمیشی؟ بابات صبح تا شب جون میکنه که منو تو راحت باشیم، اینه جوابش؟
فرهاد بی تفاوت به سمت آینه میرود و به خود خیره میشود ، متوجه یک موی سفید روی سرش میشود ، پوزخند میزند .
-مطمئنی من شما رو پیر کردم؟
به سوی اتاقش میرود ، در را میبندد ، به پنجره خیره میشود . اشک میریزد بیصدا و با حالتی مردانه ، به سرعت اشک هایش را پاک میکنه ، انگار از خودش شرم میکند ...
دور بین به پشت در اتاق میرود ، صدای موسیقی بلند میشود ، کم کم صفحه سیاه میشود ...
+ نوشته شده توسط علي در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:59 |
سلام ................من هستم هر کی نظر بده حتما بهش توجه میکنم..... دارم روی یه کار دانشجویی کار میکنم...... حتما تغییرو تحول بهتون خبر میدم ....شرمنده....... منتظر نظرات شما هستم........
+ نوشته شده توسط علي در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 15:24 |
خدایا......

خیانت....

نفرت.....

 

 

زندگی هیچ است

+ نوشته شده توسط علي در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 11:1 |

  بي آنكه بداني دوستت خواهم داشت

            بي آن كه بر لب آرم  در دل خواهم گفت

                         بي هيچ سخني  گوش خواهم داد

بي هيچ اندوهي در آغوشت خواهم گريست

            بي آن كه حس كني در تو آب خواهم شد

                        بي هيچ گرمايي كنار آشيانه ي تو آشيانه مي كنم

و فضاي آشيانه را پر از ترانه مي كنم

+ نوشته شده توسط علي در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 20:22 |
+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 20:50 |

عشقم برای تو احساسم برای تو من هیچ نمی خواهم تو شاد باش من می سوزم تو بی خیال

باش من  می سازم ای دل  من برای  توست هرچه می خواهی ان را بشکن بشکن تا من نیز

همچنان بسوزم .... سوختن در اتش  عشق تو به من گرمای یک  زندگی سراسر از امید را

می دهد. عزیزم تو با ارامش  زندگی کن من نیز  با ارامش تو عاشقانه زندگی می کنم

+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 20:39 |
قشنگترین صدای زندگی من صدای طپش قلب توست

 

دوستت دارم و خواهم داشت

۵ دانا شوشت دارم

+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 20:38 |

میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات

 

 رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات

 

 آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات

 

عاشقم هنوز نمی خوام که بمونی و بسوزی به ساز دلم

 

گفتی من میرم نمی خواستی بمونی تا فردا ها گل خشگلم

 

برو راهی نیست تا فردا گل خشگلم بمون با دلم

 

سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک و تنها به یه شهر دور

 

 برو که رفتن بدون من میرسه به یه دنیا نور

 

نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام

 

 ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی

 

میمیرم برات

 

میمیرم برات....

+ نوشته شده توسط علي در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 21:9 |

من برای تو می نویسم......

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست......

برای تویی که قلبم منزلگاه عشق توست......

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست......

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد......

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی......

برای تویی که وجود بی  را محو وجود نازنین خود کردی......

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم به مثال یک قرن است......

برای تویی که سکوتت سختترین شکنجه من است......

برای تویی که قلبت پاک است......

برای تویی که در عشق، قلبت چه بی باک است......

برای تویی که عشقت معنای بودنم بود.......

برای تویی که غم هایت، معنای سوختنم بود.......

+ نوشته شده توسط علي در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 14:50 |

طلوع من باش

پس از اون غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور  من 

خط  بکش  رو جای  پای  گریه های آخر من

اسمت و ببخش به لبهام بیتو خالیه نفسهام

قد  بکش رو  باور من  زیر سایبون دستام

خواب سبز رازقی  باش  عاشق  همیشگی  باش

خسته ام از تلخی  شب تو طلوع زندگیم باش

من پراز حرف سکوتم  خالی ام رو  به سقوطم

بی تو  و  آبی عشقت  تشنه ام  کویر  لوتم

نمی خوام  آشفته  باشم  آرزوی  خفته باشم

تو نذار آخر  قصه  حرفم  و  نگفته  باشم

معین

+ نوشته شده توسط علي در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 17:38 |

کاش می دانستی که خانه دلم از عطر وجو نازنینت پر شده و این دل حقیرم همواره میزبان خاطرات شیرین با تو بودن است .لحظه لحظه با تو بودن برایم یعنی زیستن ونفس کشیدن می دانم که دلت به اندازه وسعت تمام خوبی های دنیاست خوب می دانی که چقدر دوستت دارم و بدون تو یک لحظه نمی خواهم زندگی کنم   و بدون که اغوشت گرمترین بهترین پناهگاه من است همچنان بگذار که در آغوش و قلب بزرگت میهمان باشم . از تو می خواهم که مرا تنها نگذاری خانه مرا از من نگیری بدان که به آغوش گرمت نیازمندم.  دوستت دارم همه عشق و زندگی من

+ نوشته شده توسط علي در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 11:7 |

چه کنم  دست خودم نیست!  تو  شدی تموم  دنیام!

از تو می گریزم اما ! باز می بینم تو رو می خوام!

چه کنم دست خودم نیست ! دستام از تو می نویسه!

هر چی خط می زنم عشقو، باز دلم به تو حریصه!

به خدا دست خودم نیست ! از نگاهت مست مستم! 

هی می خوام بگذرم از تو ، ولی باز عاشقت هستم!

من نمی خوام! دست من نیست! اما هرشب روبرومی!

زدی خیمه روخیالم !مث این شب ، نا تمومی!

 نمی خوام تو رو ببینم ! شاید از یادم بری باز!

اما هر لحظه که نیستی ، می کنم گریه رو آغاز!

عاشقم ! دیوونه تو ! به خدا دست خودم نیست!

آسمون دل خسته م ، این روزا ابری ابریست!

تو شدی تموم حرفام ! رخنه کردی توی جونم!

معنی این همه عشقو ، به خدا من نمی دونم!

به خدا دست خودم نیست ! کار روزگاره انگار

 که تو چشمای غریبت، می خورم به خط تکرار!

چه کنم دست خودم نیست ! شدی آواز شبونم!

اسمتو جای ترانه ، با چه بغضی من میخونم

+ نوشته شده توسط علي در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 20:23 |
سلام..قنی قنی ... دفتر خاطراتشو به من داد ..تو که جوجه ی مهربون رو نداری....هله کی؟
+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 12:4 |

بهار را مي شود درديده هاي باراني مولاعلي (ع)و در هديه تبسم زهرا (س) يافت 

صداي بهار از نغمه (( الهي رضا برضاك)) حسين (ع) به گوش مي رسد

+ نوشته شده توسط علي در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 20:47 |
شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ،
شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،
مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني!
+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 19:19 |